RALD

شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم شدم آن عاشق دیوانه که بودم

بی تو ، مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم شدم آن عاشق دیوانه که بودم ! در نهانخانه جانم گل یاد …

شعر فریدون مشیری،شعر عاشقانه،اشعار فارسی،شعر درباره مهتاب,عاشق،گذر از کوچه،شعر عاشقانه … شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم،. شدم آن عاشق دیوانه که بودم.

كــوچـــه بي تو، مهتاب‌شبي، باز از آن كوچه گذشتم، همه تن چشم شدم، خيره به دنبال تو گشتم، شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم، شدم آن عاشق ديوانه كه بودم. در.

بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم شدم آن عاشق دیوانه که بودم در نهانخانه جانم گل یاد تو …

بی تو مهتاب شبی باز از آن كوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم شدم آن عاشق دیوانه كه بودم در نهان خانه جانم.

بی تو مهتاب شبی، باز از آن کوچه گذشتم، همه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم، شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم، شدم آن عاشق دیوانه که بودم. در نهانخانة جانم، گل یاد …

بی تو ، مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم شدم آن عاشق دیوانه که بودم ! در نهانخانه جانم گل یاد …

شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم متن کامل شعر فریدون مشیری: بی تو … تو گشتم شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم شدم آن عاشق دیوانه که بودم !

بي تو مهتاب شبي باز از ان كوچه گذشتم. همه تن چشم شدم خيره به دنبال تو گشتم. شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم. شدم ان عاشق ديوانه كه بودم. در نهانخانه جانم گل ياد تو …

بي تو مهتاب شبي باز از آن كوچه گذشتم همه تن چشم شدم خيره به دنبال تو گشتم شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم، شدم آن عاشق ديوانه كه بودم

بي تو ، مهتاب شبي باز از آن كوچه گذشتم همه تن چشم شدم خيره به دنبال تو گشتم شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم شدم آن عاشق ديوانه كه بودم ! در نهانخانة جانم گل ياد تو …

بی تو مهتاب شبی از آن کوچه گذشتم،. همه تن چشم شدم خيره به دنبال تو گشتم،. شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم،. شدم آن عاشق ديوانه که بودم،. در نهان خانه ی جانم گل ياد …

بی تو مهتاب شبی باز از ان کوچه گذشتم. همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم. شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم. شدم ان عاشق دیوانه که بودم. در نهانخانه ی جانم گل …

همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم شدم آن عاشق دیوانه که بودم در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید باغ صد خاطره خندید عطر صد خاطره …

بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم شدم آن عاشق دیوانه که بودم

بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم همه تن چشم شدم خيره به دنبال تو گشتم شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم شدم آن عاشق ديوانه که بودم در نهانخانه جانم گل ياد تو …

بی تو مهتاب شبی باز از ان کوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم شدم ان عاشق دیوانه که بودم در نهانخانه ی جانم.

بي تو ، مهتاب شبي باز از آن كوچه گذشتم همه تن چشم شدم خيره به دنبال تو گشتم شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم شدم آن عاشق ديوانه كه بودم ! در نهانخانه.

بي تو مهتاب شبي باز از آن کوچه گذشتم همه تن چشم شدم خيره به دنبال تو گشتم شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم شدم آن عاشق دیوانه که بودم!

بی تو مهتاب شبی باز ازآن کوچه گذشتم ،. همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم . شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم ،. شدم آن عاشق دیوانه که بودم . در نهان خانه ی جانم گل …

بي تو مهتاب شبي باز از آن كوچه گذشتم همه تن چشم شدم خيره به دنبال تو گشتم شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم، شدم آن عاشق ديوانه كه بودم در نهانخانه ي جانم گل ياد تو …

بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم شوق دیدارتو لبریز شد ازجام وجودم شدم آن عاشق دیوانه که بودم یادم آمد که …

ﺑﻲ. ﺗﻮ ، ﻣﻬﺘﺎب ﺷﺒﻲ ، ﺑﺎز از آن ﻛﻮﭼﻪ ﮔﺬﺷﺘﻢ ،. ﻫﻤﻪ ﺗﻦ ﭼﺸﻢ ﺷﺪم ، ﺧﻴﺮه ﺑﻪ دﻧﺒﺎل ﺗﻮ ﮔﺸﺘﻢ ،. ﺷﻮق دﻳﺪار ﺗﻮ ﻟﺒﺮﻳﺰ ﺷﺪ از ﺟﺎم وﺟﻮدم ،. ﺷﺪم آن ﻋﺎﺷﻖ دﻳﻮاﻧﻪ ﻛﻪ ﺑﻮدم . در ﻧﻬﺎﻧﺨﺎﻧﺔ ﺟﺎﻧﻢ ، ﮔﻞ ﻳﺎد ﺗﻮ درﺧﺸﻴﺪ. ﺑﺎغ ﺻﺪ ﺧﺎﻃﺮ. ه ﺧﻨﺪﻳﺪ ،.

بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم شدم آن عاشق دیوانه که بودم در نهانخانه جانم گل.

بی تو مهتاب شبی باز از آن كوچه گذشتم. همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم. شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم. شدم آن عاشق دیوانه كه بودم. در نهان خانه جانم گل یاد تو …

بي تو مهتاب ، شبي باز از آن كوچه گذشتم…… همه تن چشم شدم ، خيره به دنبال تو گشتم…….. شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم ….!! شدم آن عاشق ديوانه كه بودم ، در نهانخانه …

فقط بحث عشق و عاشقی نبود، خودم هم تفکرات علی اشرف را قبول داشتم و دلم … تو گشتم شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم شدم آن غاشق دیوانه که بودم …

بي تو، مهتاب‌شبي، باز از آن كوچه گذشتم، همه تن چشم شدم، خيره به دنبال تو گشتم، شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم، شدم آن عاشق ديوانه كه بودم. در نهانخانة.

برچسب‌ها:, , , ,