RALD

مثنوی گربهٔ پیری، ز شکار اوفتاد

احسان بی ثمر: بارید ابر بر گل پژمرده‌ای و گفت. ارزش گوهر: مرغی نهاد … خاطر خشنود: بطعنه پیش سگی گفت گربه کای مسکین … کارآگاه: گربهٔ پیری، ز شکار اوفتاد.

گربه‌ی پیری، ز شکار اوفتاد, زار بنالید و نزار اوفتاد. ناخنش از سنگ حوادث شکست … گربه چو رنجور و گرفتار شد, موش بد اندیش، در انبار شد. در همه جا خفت و به هر سو …

گربه‌ی پیری، ز شکار اوفتاد, زار بنالید و نزار اوفتاد. ناخنش از سنگ … گربه چو رنجور و گرفتار شد, موش بد اندیش، در انبار شد. در همه جا خفت و به هر …

کارگاه حریر : به کرم پیله …

دفتر ششم مثنوی معنوی. دفتر ششم ….. گنده پير است او و از بس چاپلوس خويش را جلوه كند چون نو عروس‌. هين مشو مغرور آن … تازيانه از كفش افتاد راست خود فرود آمد ز كس آن را نخواست‌. آن كه از دادش نيايد …. رفت مرغى در ميان مرغزار بود آن جا دام از بهر شكار. دانه‌ى چندى ….. گربه در انبانم اندر دست عشق يك دمى بالا و يك دم پست عشق‌. او همى‌گرداندم …

دفتر سوم مثنوی معنوی … گوش آن كس نوشد اسرار جلال كاو چو سوسن صد زبان افتاد و لال‌. حلق بخشد خاك را لطف خدا …. با گياه و برگها قانع شويد در شكار پيل بچگان كم رويد. من برون كردم ز …… اى گرفته همچو گربه موش پير گر از آن مى شير گيرى شير گير.

تاری از آن دام که دایم تنم در رهِ این تازه جوان افکنم عشق نهم در وی و زارش کنم طُرفه غزالی است شکارش کنم دست کشم بر کَل و … آهُوَکا دست بدار از شکار حیف بُوَد کز اثر آفتاب کاهَد از آن رویِ چو گُل آب و تاب یا ز دمِ بادِ جنایت شِعار بر سرِ زلفت بنشیند … بادِ اُلوهّیتِ خویش اوفتاد ….. باش تو چون گربه و من موشِ تو ….. پیرِ خرد در برِ او کودک است.

مثنوی زهره و منوچهر … یاد ُالوهیت خویش اوفتاد. گفت به … آ ه وکا دست بدار از شکار …. باش تو چون گربه و من موش تو ….. پیر خرد در بر او کودک است.

نویسندگان یا ناشران عزیزی که آثارشان توسط کاربران، بدون کسب اجازه و به اشتباه در کافه کتاب آپلود شده است، می‌توانند از طریق بخش تماس …. مثنوی معنوی ، مولانا جلال‌الدین رومی ؛ دفتر پنجم – بخش نخست ….. هست گربهٔ روزه‌دار اندر صیام …. درد عسر افتاد و صافش یسر او … زان شکار و انبهی و باد و بود …. دز گشاد عقده‌ها گشتی تو پیر

قصهٔ درویشی کی از آن خانه هرچه می‌خواست می‌گفت نیست سایلی آمد به سوی خانه‌ای خشک نانه خواست یا تر نانه‌ای گفت صاحب‌خانه. … مثنوی معنوی ، مولانا جلال‌الدین رومی ؛ دفتر ششم – بخش دوم. بخش ۴۱ … دست آموز شکار شهریار ….. گر ز گوری خشت بر تو اوفتاد ….. که نبیند پیر اندر خشت خام ….. گربه بیند دنبه اندر خواب خویش

به گربه گفت ز راه عتاب، شیر ژیان ندیده‌ام چو تو هیچ آفریده، سرگردانخیال پستی …. گربه‌ی پیری، ز شکار اوفتاد زار بنالید و نزار اوفتادناخنش از سنگ حوادث شکست …

برخی از اشعار نامناسب و خلاف ادب مولوی که پرده از جنس عرفان او بر می دارد!!!! مثنوی معنوی ، دفتر … گر تن سیمین‌ تنان کردت شکار بعد پیری بین تنی چون پنبه‌ زار. ای بدیده لوتهای ….. در دلم زین خنده ظنی اوفتاد راستی گو عشوه نتوانیم داد. ور خلاف راستی …. گربه می‌بیند بگرد خود قطار مرغش آیس گشته بودست از مطار.

دکلمه ، شرح و تفسیر دیباچه دفتر دوم مثنوی معنوی مولوی از مولانا جلال الدین محمد بلخی در مرکز تخصصی شعر و عرفان وب … 28) یار ، چشمِ توست ، ای مردِ شکار / از خس و خاشاک او را پاک دار … 79) او جمیل است و مُحبِ لِلجمال / کی جوانِ تو گزیند پیرِ زال ؟ … مدت زمانی این مثنوی نوشته نشد و انشاء و تقریر آن به تاخیر افتاد .

مثنوی : زهره و منوچهر صبح نتابیده هنوز آفتاب وا نشده دیده نرگس ز خواب تازه گُل آتشی مُشک بوی شسته ز شبنم به … چون ز هوس های فزون از شمار هیچ نبودش هوسی جز شکار.

the lyre of the poetry of the Masnavi became attuned. The Masnavi …. یار چشم تست اى مرد شكار. از خس و خاشاك او ….. كان خر پیر است و دندانهاش سست. گفت الحول …… سگ دالن و همچو گربه روى شو. از غریو كودك …… او ز پاكى خویش هم دور اوفتاد. پاكى این …

او با استفاده از سنّت شعری کلاسیک فارسی در مثنوی سُرایی، میکوشد تا نقیصۀ حاصل از تحمیل معنا بر ساختار … گربۀ پیری ز شکار اوفتاد

مقصود از «این» در مصراع اول یعنی پیر، انسان کامل. …. در سجود افتاد و در خدمت شتافت …. گُربه فرصت یافت، او را در ربود … در شکارِ خود ز صیّادی دگر

شنیدم من که عارف جانم آمد رفیق سابق طهرانم آمد … ترانه · ترجمه · تک بیتی · چهارپاره · دو بیتی · دیالوگ · شعر نو · غزل · قصیده · قطعه · مثنوی · مسمط · نثر … چو آن گربه که دنبه از سر شام … شکار من در اتلال بلندست … نمیدانی که ایرج پیر گشته است ….. به هر جا هر چه پاش افتاد آنند.

شعر در مورد باغ ، میوه و چای ایرانی و ارم و باغ گل و باغ وحش. يکشنبه … ز باغ عارض ساقی هزار لاله برآید …… کتاب مثنوی معنوی مولوی ….. گربه پیری، ز شکار اوفتاد.

ترجمه و شرح مثنوی تقریبا به همه زبان‏های اسلامی و دست کم بخشی‏هایی از آن، به زبانهای ….. فخر الدین عراقی که چند سال پس از درگذشت پیر خود بهاء الدین زکریای مولتانی(ف. … در پاییز 672/1273 مولانا به بستر بیماری افتاد و یاران خویش را با ابیاتی …. او مضامین مربوط به مطبخ، بازار، شکار، طب، کودکان، «بقال با دوغ ترش»که بهر …

كان سياهى بر سياهى اوفتاد هر دو خط شد كور و معنيى نداد …. مولانا پیری تقویمی را به اختصار و پیری عقلی را به صورت مفصّل بیان داشته است. ….. پادشاه قدرتمند و توانايي, روزي براي شكار با درباريان خود به صحرا رفت, در راه كنيزك زيبايي ديد و عاشق او شد. …. خشك گردد موش ز آن گربه‏ى عيار گر بود اعداد موشان صد هزار.

آلبوم شب، سکوت، کویر استاد شجریان متن ترانه های شب سکوت کویر ساز و آواز تو که نازنده بالا دلربایی تو که بی سرمه چشمون. … ای عقل پیر و بخت جوان گرد راه تو پیر … ضربی شکسته، آواز، مثنوی …. حق شناسان را چه حال افتاد یاران را چه شد …. گربه فلک می رسد گربه فلک می رسد، آه من از غمت ….. کز این شکار فراوان به دام ما افتد ز …

با سلام خدمت دوستان شعر زیر از استاد شاعر معاصر سید محمد رضا عالی پیام هالو است به سبک شعر موش و گربه عبید زاکانی که با تلاش زیاد تهیه شده امیدوارم لذت. … رفت بهر شكار موشانا. از قضا راه به … لرزه افتاد بر تن و جانا … پير و فرزانه و سخندانا.

مجموعه داستان. های موالنا. فعالیت فرهنگی. جمعی از. دانشجویان درس نظریه زبان ….. که این ها صفات پیری است و چه زیبا بیان کرده مولوی که در واقع به سفت شدن دیواره چاه ….. میکردی را گربه برد و من نتوانستم آن را بگیرم. … حضرت موالنا در سراسر مثنوی زمانی که از علم صحبت می کند، … شکار کرده و با نخ پای موش را به پای قورباغه بسته؟

در جای دیگر به جای شکار اشکار آمده (ما ترا و جمله اشکاران ترا). نیز به جای ….. زن پیر. در کابل و بلخ بیشتر به جای پیرزال، کمپیر گویند ولی در هرات مطلق پیرزال گویند. او جمیلست و … در چهی افتاد تا شد پند تو …. جانوری خردتر از گربه و بزرگتر از موش که موهایش جون خار درشت و تیز است و در تهران جوجه تیغی گویند.

برچسب‌ها:, , , ,